آدام اسمیت اقتصاددان و جامعه شناس؟
- آدام اسمیت اقتصاددان و جامعه شناس؟ - تیر ۲۳, ۱۴۰۴
- هژمونی لیبرال، رئالیسم در روابط بین الملل و ناسیونالیسم - آذر ۲۷, ۱۴۰۲
- سرمایه داری نظارتی - آبان ۲۹, ۱۴۰۲
آثار آدام اسمیت در هنگامۀ طلوع علوم اجتماعی مدرن، درست پیش از آنکه رشته های علوم اجتماعی مجزا و به خوبی تعریف شده باشند؛ نگاشته شدند. بی تردید، به همین دلیل است که اسمیت می تواند به راحتی تمام، بین جنبه های اقتصادی، سیاسی، جامعه شناختی و اخلاقی یک پدیده جابه جا شود. این امر همچنین به توضیح اینکه چرا آثار وی با چنان تأییدی در میان جامعه شناسان اولیه روبه رو شد کمک می کند، جامعه شناسانی که جامعه شناسی را، علمی تصور می کردند که همه علوم اجتماعی منحصربه فرد را متحد می کند. حتی اوگوست کنت، که از صمیم قلب از اقتصاددانان تنفر داشت، برای «استاد جاویدان» یعنی آدام اسمیت و «تحلیل های روشنگرانه»اش استثنایی روشن قائل بود. مارکس هم دیدگاهی مثبت به اسمیت داشت و به ویژه در کارهای اولیه اش عمیقاً تحت تأثیر وی بود. با این حال، وفادارترین طرفدار اسمیت در میان جامعه شناسان قرن نوزدهمی، آلبیون اسمال بود. در کتاب آدام اسمیت و جامعه شناسی مدرن(۱۹۰۷) که سرشار از تحسین آمیزترین اظهارات است، اسمال می گوید که اگر کسی از اقتصاد هیچ نداند امّا کمی جامعه شناسی خوانده باشد، یقیناً تصور خواهد کرد که ثروت ملل توسط یک جامعه شناس نوشته شده است. طبق نظر اسمال، جامعه شناسان که از اقتصاددانان متمایزند، وارثان حقیقی اسمیت به شمار می روند. دلیل این امر آن است که «جامعه شناسان آن شراره حیاتی فلسفه اخلاق اسمیت را زنده نگاه داشته اند».
آنچه که در اصل نظر جامعه شناسان اولیه را به کار آدام اسمیت جلب کرد نه تحلیل های وی از پدیده های اقتصادی انضمامی بلکه تلاش مصرانه او برای برساخت یک علوم اجتماعی عام، با خصلت اخلاقی و از لحاظ گستره، وسیع بود؛ برخلاف اقتصاد سیاسی قرن نوزدهمی. زیرعنوانی که اسمال برای کتابش درباره اسمیت برگزیده نشانگر این امر است: مطالعه ای در باب روش شناسی علوم اجتماعی. هرچند، جای شک همچنان باقی است که تلاش افرادی نظیر اسمال برای محاسبه دوباره اسمیت در قالب یک جامعه شناس، امروزه کشش زیادی دارد. جامعه شناسی مدرن هیچ بلندپروازی ای ندارد تا به ملکه علوم اجتماعی تبدیل شود و ادعا کند که هر اثر درخشان در دیگر علوم اجتماعی متعلق به آن است. گذشته از این، اسمیت به همان اندازه که از جامعه شناس بودن به معنای تام کلمه به دور است، از یک اقتصاددان نئوکلاسیک بودن نیز فاصله دارد. دغدغه وی در ثروت ملل در ابتدای امر و پیش از هر چیز مساهمتی است در اندیشه زمانه خود یا دقیق تر در «اقتصاد سیاسی… به عنوان شاخه ای از علوم مربوط به دولت مردان یا قانون گذاران». بازتفسیر ایده های آدام اسمیت در قالب اصطلاحات علوم اجتماعی امروز نظیر جامعه شناسی مدرن یا اقتصاد نئوکلاسیکی، موجب مبهم شدن معنای آنها و تقلیل ظرافت های آنها می شود.
مطالعه ای نوین درباره ثروت ملل در میان جامعه شناسان اقتصادی امروز لازم است که به میزان زیادی مساهمت های صورت رفته توسط اسمیت را نادیده گرفته اند. مخصوصاً باید برای تأمل و بسط تحلیل انضمامی وی از تجارت آزاد و طرفداری از مصنوعات داخلی تلاش شود. مثال بسیار خوبی از آنچه که جامعه شناسی مدرن می تواند با دنبال کردن سرمشق اسمیت انجام دهد، در کار امیل دورکیم با عنوان تقسیم کار اجتماعی که نزدیک یک قرن پیش نگاشته شده قابل ردیابی است.. جامعه شناسان اقتصادی همچنین می توانند تصویر توخالی از اسمیت به عنوان هوادار تک بُعدی فضایل بازار را به خوبی رسوا کنند. اسمیت واقعاً از «دست نامرئی» و از اینکه چگونه افراد با تعقیب منافع خود، ممکن است منافع جامعه را به طور کلی تحقق بخشند، سخن رانده است. امّا او تصور نمی کرد که عاقلانه باشد تا به منافع تجاری اجازه دهیم مسلط شوند.
در ثروت ملل، او «درنده خویی پست، روحیه انحصارطلبانه تاجران و صنعتگران را که فرمانروایان بشریت نیستند و نباید باشند» سخت نکوهش می کند. او همچنین هشدار می دهد که وقتی بازرگانان باهم ملاقات می کنند، ملاقات شان اغلب با توطئه ای علیه همه کارکنان بازار خاتمه می یابد. مضمون اصلی تفکر اسمیت بیشتر تلاشی است برای تعیین ترتیبات نهادی ای-از جمله ترتیبات مربوط به طبقات- که ذیل آنها، نفع شخصی افراد و منفعت جامعه واقعاً برهم منطبق شوند. به عبارت دیگر، طبق نظر اسمیت، بازار نمی تواند به خودی خود، به شیوه ای کارا به نفع افراد و جامعه عمل کند مگر تحت شرایطی مشخص و به خوبی تعریف شده. تعقیب کردن اندیشه اسمیت درباره این نکته می تواند یک وظیفه جالب برای جامعه شناسی اقتصادی باشد که تقلا می کند تا نظریه ای جامعه شناختی درباره ساختارهای بازارها بسط و گسترش دهد.
