آدام اسمیت اقتصاددان و جامعه شناس؟

    آثار آدام اسمیت در هنگامۀ طلوع علوم اجتماعی مدرن، درست پیش از آنکه رشته­ های علوم اجتماعی مجزا و به خوبی تعریف شده باشند؛ نگاشته شدند. بی­ تردید، به همین دلیل است که اسمیت می ­تواند به راحتی تمام، بین جنبه­ های اقتصادی، سیاسی، جامعه­ شناختی و اخلاقی یک پدیده جابه ­جا شود. این امر همچنین به توضیح اینکه چرا آثار وی با چنان تأییدی در میان جامعه­ شناسان اولیه روبه ­رو شد کمک می­ کند، جامعه­ شناسانی که جامعه ­شناسی را، علمی تصور می­ کردند که همه علوم اجتماعی منحصربه ­فرد را متحد می کند. حتی اوگوست کنت، که از صمیم قلب از اقتصاددانان تنفر داشت، برای «استاد جاویدان» یعنی آدام اسمیت و «تحلیل­ های روشنگرانه­»­اش استثنایی روشن قائل بود. مارکس هم دیدگاهی مثبت به اسمیت داشت و به ویژه در کارهای اولیه ­اش عمیقاً تحت تأثیر وی بود. با این حال، وفادارترین طرفدار اسمیت در میان جامعه شناسان قرن نوزدهمی، آلبیون اسمال بود. در کتاب آدام اسمیت و جامعه­ شناسی مدرن(۱۹۰۷) که سرشار از تحسین ­آمیزترین اظهارات است، اسمال می­ گوید که اگر کسی از اقتصاد هیچ نداند امّا کمی جامعه ­شناسی خوانده باشد، یقیناً تصور خواهد کرد که ثروت ملل توسط یک جامعه ­شناس نوشته شده است. طبق نظر اسمال، جامعه­ شناسان که از اقتصاددانان متمایزند، وارثان حقیقی اسمیت به شمار می­ روند. دلیل این امر آن است که «جامعه شناسان آن شراره حیاتی فلسفه اخلاق اسمیت را زنده نگاه داشته ­اند».

    آنچه که در اصل نظر جامعه ­شناسان اولیه را به کار آدام اسمیت جلب کرد نه تحلیل­ های وی از پدیده­ های اقتصادی انضمامی بلکه تلاش مصرانه او برای برساخت یک علوم اجتماعی عام، با خصلت اخلاقی و از لحاظ گستره، وسیع بود؛ برخلاف اقتصاد سیاسی قرن نوزدهمی. زیرعنوانی که اسمال برای کتابش درباره اسمیت برگزیده نشانگر این امر است: مطالعه ­ای در باب روش­ شناسی علوم اجتماعی. هرچند، جای شک همچنان باقی است که تلاش افرادی نظیر اسمال برای محاسبه دوباره اسمیت در قالب یک جامعه ­شناس، امروزه کشش زیادی دارد. جامعه­ شناسی مدرن هیچ بلندپروازی­ ای ندارد تا به ملکه علوم اجتماعی تبدیل شود و ادعا کند که هر اثر درخشان در دیگر علوم اجتماعی متعلق به آن است. گذشته از این، اسمیت به همان اندازه که از جامعه ­شناس بودن به معنای تام کلمه به دور است، از یک اقتصاددان نئوکلاسیک بودن نیز فاصله دارد. دغدغه وی در ثروت ملل در ابتدای امر و پیش از هر چیز مساهمتی است در اندیشه زمانه خود یا دقیق ­تر در «اقتصاد سیاسی… به عنوان شاخه­ ای از علوم مربوط به دولت مردان یا قانون گذاران». بازتفسیر ایده­ های آدام اسمیت در قالب اصطلاحات علوم اجتماعی امروز نظیر جامعه­ شناسی مدرن یا اقتصاد نئوکلاسیکی، موجب مبهم شدن معنای آنها و تقلیل ظرافت­ های آنها می ­شود.

    مطالعه ای نوین درباره ثروت ملل در میان جامعه ­شناسان اقتصادی امروز لازم است که به میزان زیادی مساهمت­ های صورت رفته توسط اسمیت را نادیده گرفته ­اند. مخصوصاً باید برای تأمل و بسط تحلیل انضمامی وی از تجارت آزاد و طرفداری از مصنوعات داخلی تلاش شود. مثال بسیار خوبی از آنچه که جامعه ­شناسی مدرن می ­تواند با دنبال کردن سرمشق اسمیت انجام دهد، در کار امیل دورکیم با عنوان تقسیم کار اجتماعی که نزدیک یک قرن پیش نگاشته شده قابل ردیابی است.. جامعه­ شناسان اقتصادی همچنین می ­توانند تصویر توخالی از اسمیت به عنوان هوادار تک ­بُعدی فضایل بازار را به خوبی رسوا کنند. اسمیت واقعاً از «دست نامرئی» و از اینکه چگونه افراد با تعقیب منافع خود، ممکن است منافع جامعه را به طور کلی تحقق بخشند، سخن رانده است. امّا او تصور نمی­ کرد که عاقلانه باشد تا به منافع تجاری اجازه دهیم مسلط شوند.

    در ثروت ملل، او «درنده­ خویی پست، روحیه انحصارطلبانه تاجران و صنعت­گران را که فرمانروایان بشریت نیستند و نباید باشند» سخت نکوهش می­ کند. او همچنین هشدار می ­دهد که وقتی بازرگانان باهم ملاقات می­ کنند، ملاقات ­شان اغلب با توطئه­ ای علیه همه کارکنان بازار خاتمه می ­یابد. مضمون اصلی تفکر اسمیت بیشتر تلاشی است برای تعیین ترتیبات نهادی­ ای-از جمله ترتیبات مربوط به طبقات- که ذیل آنها، نفع شخصی افراد و منفعت جامعه واقعاً برهم منطبق شوند. به عبارت دیگر، طبق نظر اسمیت، بازار نمی­ تواند به خودی­ خود، به شیوه ­ای کارا به نفع افراد و جامعه عمل کند مگر تحت شرایطی مشخص و به خوبی تعریف شده. تعقیب کردن اندیشه اسمیت درباره این نکته می­ تواند یک وظیفه جالب برای جامعه ­شناسی اقتصادی باشد که  تقلا می­ کند تا نظریه­ ای جامعه ­شناختی درباره ساختارهای بازارها بسط و گسترش دهد.

    نظرتان را بنویسید

    Your email address will not be published. Required fields are marked *